خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

مقدمة 12

نهج البلاغة ( فارسي )

تا آنجا كه آنان را در رفتن به ميدان كارزار بىرغبت ساخت ، چنان كه هر يك كار را بعهدهء ديگرى مىانداخت . در خطبه‌هائى كه پس از اعتراض آنان به رأى داوران خوانده شده امام از ضمير اين دسته خبر مىدهد . و ايمان و اخلاص خود و مسلمانان عصر پيغمبر را فراياد آنان مىآورد : « ما در ميدان كارزار با رسول خدا بوديم . پدران ، پسران ، برادران و عموهاى خويش را مىكشتيم و در خون مىآلوديم ، اين خويشاوندكشى ما را ناخوش نمىنمود بلكه بر ايمانمان مىافزود ، كه در راه راست پا برجا بوديم و در سختىها شكيبا و در جهاد با دشمن كوشا . گاه تنى از ما و تنى از سپاه دشمن به يكديگر مىجستند و چون دو گاو نر سر و تن هم را مىخستند . هر يك مىخواست جام را به ديگرى به پيمايد و از شربت مرگش سيراب نمايد . گاه نصرت از آن ما بود و گاه دشمن گوى پيروزى را مىربود . . . به جانم سوگند اگر رفتار ما همانند شما بود نه ستون دين بر جا بود و نه درخت ايمان شاداب و خوشنما . » و آنجا كه مىبيند هم چشمىهاى قبيله‌اى كه در عصر رسول خدا ( ص ) از ميان رفته بود زنده گرديده و ازدى به رقابت تميمى ايستاده و مضرى با يمانى در افتاده مىفرمايد : « بدانيد كه شما پس از هجرت و ادب آموختن از شريعت به خوى باديه‌نشينى بازگشتيد . و پس از پيوند دوستى دسته دسته شديد . با اسلام جز به نام آن بستگى نداريد ، و از ايمان جز نشان آن را نمىشناسيد . مىگوئيد به آتش مىسوزيم و ننگ را نمىتوزيم گويا مىخواهيد اسلام را دگرگون كنيد با پردهء حرمتش را دريدن و رشتهء برادرى دينى را بريدن . . . » با توجه بدين وضع اجتماعى است كه ما از سر تكرار تقوى و تحريض بدان در سخنان امير مؤمنان و پى در پى ترساندن ياران خويش از كيفر آن جهان آگاه مىشويم و بلاغت را به معنى حقيقى آن در اين خطبه‌ها مىيابيم . اما آنچه اين اثر را از ديگر نمونه‌هاى سخنان بليغ جدا و خوانندهء آن را در چهار موج إعجاب رها مىسازد ، تنها مطابقت سخن با مقتضاى حال نيست ، هر